کارل یونگ و مفهوم سایه

 کارل یونگ و مفهوم سایه

Tom Cross

همه افراد جنبه های مثبت و منفی در شخصیت خود دارند، اما چگونه می توان این موضوع را عمیقا دانست؟ در این مقاله در مورد مفهوم کهن الگوی سایه برای کارل یونگ صحبت خواهیم کرد. اما ابتدا بیایید بفهمیم که کارل گوستاو یونگ که بود، بر اساس روانشناسی یونگ، روانشناسی تحلیلی چیست و کهن الگو چیست؟

کارل یونگ که بود؟

کارل گوستاو یونگ، یا فقط یونگ، روانپزشک سوئیسی و بنیانگذار روانشناسی تحلیلی بود. او از کودکی با انسان، اساطیر، طبیعت و همچنین ادیان ارتباط داشت و از همان دوران کودکی آنها را زیر سوال می برد. او پس از تجربه برخی رویاها وارد این حوزه روانپزشکی و روانشناسی شد، همانطور که در کتاب "رویاها، خاطرات و بازتاب ها" که در سال 1961 نوشته شده است، به تفصیل می گوید.

قبل از ایجاد نظریه یونگ، او مطالعاتی را با تداعی کلمه انجام داد و ناخودآگاه را همراه با فروید مطالعه کرد. هر دو از طریق نامه صحبت کردند و بسیاری از موارد بالینی را با هم مطالعه کردند. فروید اهمیت قابل توجهی در زندگی یونگ دارد، زیرا از طریق روانکاوی بود که یونگ شروع به درک و مطالعه بیشتر درباره ناخودآگاه کرد.

Sarawut Itsaranuwut / Shutterstock

کارل به در طول زندگی خود، برای درک فرهنگ های دیگر و درک چگونگی عملکرد انسان ها در فردیت خود، اما عمدتاً چگونه یک جمع می تواندبر زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

بنابراین، یونگ در طول زندگی خود در مجموع 18 کتاب نوشت، مدت طولانی به مطالعه ادامه داد و در آخرین روزهای زندگی خود، خلوت را در خانه دریاچه خود گذراند، جایی که او در آنجا بود. در مورد معنویت و انسان فکر کرد.

روانشناسی یونگ چیست؟

روانشناسی یونگ که به عنوان روانشناسی تحلیلی نیز شناخته می شود، توسط یونگ مدت کوتاهی پس از برخی اختلافات با افکار فروید ایجاد شد. یونگ ایده عمیق تری در مورد ناخودآگاه به ارمغان می آورد.

از نظر یونگ، روان به سه بخش تقسیم می شود:

  • آگاه: بخشی که می توان به آن دسترسی داشت. مانند احساسات، افکار، خاطرات و کارکردهای دیگر؛
  • ناخودآگاه شخصی: به تمام مواد ناخودآگاهی که انسان در طول زندگی به دست می آورد، مانند احساسات سرکوب شده، متصل است و یک لایه است. بالاتر از ناخودآگاه جمعی، که می توان به راحتی به آن دسترسی پیدا کرد؛
  • ناخودآگاه جمعی: عمیق ترین لایه روان است که دسترسی به آن بسیار دشوار است زیرا از کهن الگوهایی به ارث رسیده از خانواده تشکیل شده است. و جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند.

بنابراین یونگ در آثار خود در مورد نمادها بسیار صحبت می کند. در طول درمان، بیمار بیشتر از درمانگر صحبت می کند. در طول درمان، می توان با خمیر بازی، شن، خاک رس و رویاهایی که فرد برای درمان می آورد، نقاشی ها و کارهای هنری انجام داد تا این محتوایمی توان به ناخودآگاه دست یافت.

روانشناسی تحلیلی هدف اصلی خود این است که انسان را به فرآیند فردیت برساند که با کهن الگوها و هویت های آنها مرتبط است و به بیداری در بهترین حالت خود و زمانی که انسان خودش را بهبود می‌بخشد، رابطه‌اش با دیگران را نیز بهبود می‌بخشد.

کهن الگوهای ناخودآگاه چیست؟

ما نمی‌توانیم در مورد سایه صحبت کنیم بدون اینکه ابتدا کمی در مورد کهن الگوها توضیح دهیم. کهن الگوهای ناخودآگاه کهن الگوها در ضمیر ناخودآگاه شخصی و جمعی قرار دارند و دسترسی به آن "آسانترین" است. آنها با روشی که ما تجربیات خود را ذخیره می کنیم مرتبط هستند. در ناخودآگاه، آنها خود را در بازی ها، نقاشی ها و عمدتاً نمادها در رویاها نشان می دهند. بله، وقتی به کهن الگوها فکر می کنیم، رویاهای ما در مورد پرواز فیل های سبز معنی زیادی پیدا می کند.

همچنین ببینید: فرد سهل گیر چیست و چرا نباشیم؟

Andrea Piacquadio / Pexels

یعنی کهن الگوها نمادهایی هستند که ناخودآگاه ما ایجاد می کند. به عنوان مثال، می‌توانیم کهن‌الگوی شخصیت، خود، ایگو را بیاوریم — و نکته اصلی در این مقاله کهن الگوی سایه است.

سایه برای روانشناسی چیست؟

سایه کهن الگوی است که در ناخودآگاه شخصی است، یعنی بر اساس تجربیات زندگی ما به دست می آید. این چیزی است که در درون ماست و بسیاری اوقات ما متوجه نمی شویم که چرا اینطور استناخودآگاه.

بر اساس این فرض، می‌توان تصور کرد که سایه می‌تواند جنبه «تاریک» انسان باشد. اما چیزی که کمتر شناخته شده است این است که جنبه های مثبت و منفی در کهن الگوی سایه وجود دارد.

جنبه مثبت سایه: وقتی کسی را تحسین می کنیم و دلیل آن را نمی دانیم. وقتی فردی بسیار شجاع است، ما آن شخص را تحسین می کنیم. این می تواند سایه شما باشد که به شما نشان می دهد که شما هم همین گونه هستید و نمی توانید آن را ببینید.

جنبه منفی سایه: این جنبه بیشتر به زمانی مرتبط است که چیزی در کسی آزاردهنده باشد. ما، برخی از نقص آشکار. آیا ممکن است ما این نقص را نداریم و نمی‌توانیم شاهد انتقال آن به دیگری باشیم؟

چیزی که برای زندگی خوب با همه اینها باید انجام دهید این است که اول از همه سایه خود را بپذیرید. با خصوصیات و عیب‌های خود زندگی کنید و بفهمید که چه چیزی مال شماست و چه چیز دیگری.

همچنین ببینید: Demeter: همه چیز درباره الهه باروری و برداشت را کشف کنید

آیا همه سایه‌ای دارند؟

بله، هرکسی سایه‌ای دارد. ما اغلب از این غافلیم زیرا سایه خود را در ناخودآگاه خود سرکوب می کنیم و این خود را از طریق انتقالی که با افراد دیگر انجام می دهیم ظاهر می شود. اما سایه جنبه بسیار مهمی برای بهبود شخصیت انسان است.

بنابراین ما نیازی به ترس از سایه های خود نداریم، بلکه می توانیم آنها را به گفتگو دعوت کنیم و آنها را جامع تر درک کنیم. .وقتی سایه‌های خود را درک می‌کنیم، می‌توانیم به درستی به درون خود بنگریم و خودشناسی و عشق به خود را بیشتر کنیم.

چگونه سایه‌ام را پیدا کنیم؟

برای پیدا کردن سایه خود، شما باید خودت باشی بیشتر به جزئیات توجه کن، به نوع نگاهت به دیگران و خودت، در نهایت از خود بپرسی: خصوصیات آن شخص در من چیست؟ و آنها را درک کنید. درک این نکته مهم است که همه ما انسان های فردی هستیم و هر فردی منحصر به فرد است.

شما نیز ممکن است دوست داشته باشید

  • فرصتی برای تکامل ایجاد کنید شناخت سایه خود
  • درباره افکار و مشارکت های کارل یونگ بیاموزید
  • تجربه یا ماهیت؟ درک کنید که چرا مردم قرار است بدرخشند
  • پذیرش سایه
  • 24 نقل قول از کارل یونگ که به شما کمک می کند

بنابراین، این کار نیز ممکن است خواندن بیشتر در مورد موضوع ما کتاب "Ao Encontro da Sombra" را که در سال 1994 توسط Connie Zweig و Jeremiah Abrams نوشته شده است توصیه می کنیم ، که اطلاعات زیادی در مورد کهن الگوی سایه و چگونگی شناسایی آن در درون خود به ارمغان می آورد.

در نهایت، لازم نیست از سایه های خود بترسیم. ما باید از آنها استقبال کنیم. بله، پذیرفتن چیزهایی که در مورد خود دوست نداریم سخت تر از کارهایی است که انجام می دهیم. اما همه افراد مانند سایه دارای جنبه های مثبت و منفی هستند.

Tom Cross

تام کراس نویسنده، وبلاگ نویس و کارآفرینی است که زندگی خود را وقف کاوش در جهان و کشف رازهای خودشناسی کرده است. تام با سال‌ها تجربه سفر به هر گوشه از جهان، قدردانی عمیقی از تنوع باورنکردنی تجربه، فرهنگ و معنویت انسانی پیدا کرده است.تام در وبلاگ خود، بلاگ I بدون مرز، بینش ها و اکتشافات خود را در مورد اساسی ترین سؤالات زندگی، از جمله چگونگی یافتن هدف و معنا، چگونگی پرورش آرامش و شادی درونی، و چگونگی داشتن یک زندگی که واقعاً رضایت بخش است، به اشتراک می گذارد.چه او در مورد تجربیات خود در روستاهای دورافتاده در آفریقا می نویسد، یا در معابد بودایی باستانی در آسیا مدیتیشن می کند، یا در حال کاوش در تحقیقات علمی پیشرفته در مورد ذهن و بدن است، نوشته تام همیشه جذاب، آموزنده و قابل تامل است.وبلاگ تام با اشتیاق به کمک به دیگران برای یافتن مسیر خود به سوی خودشناسی، برای هر کسی که به دنبال درک عمیق خود از خود، جایگاه خود در جهان و امکاناتی است که در انتظارشان است، باید مطالعه شود.